تبلیغات
☜سنگر فرهنگی☞ - فقر...

☜سنگر فرهنگی☞

اگر شما در دلت شكست نخورى، هیچ كس نمیتواند شكستت بدهد. مقام معظم رهبری

فقر...


مرد  غمین بود  و بهر سو روان

داشت به دل حسرت یک لقمه نان


توشه و کاری وجایی نداشت

بهر تن خویش قبایی نداشت


روز وشب اندر پی یک لقمه نان

بر سر هر برزن و کویی روان


لیک به جز غصه نصیبی نبود

با  همه ی  درد  طبیبی  نبود


بود یکی روزی  از این  روزها

داشت به دل سوز، بسی سوزها


واعظی آمد به سویش در گذر

کرد دهان باز به توپ و تشر


گفت ،بگو مذهب  و آیین  خود

زود بیان کن روش و دین خود


گو که چه کس حق،چه کس باطل است

آن چه رهی هست  که بی حاصل است


قبله ی بر حق تو سویش کجاست

آن چه رهی هست که راه خداست


از چه سبب وقت نماز و دعا

غایبی  هر روز  ز  بیت خدا


لب به سخن  باز نمودی فقیر

گفت رهایم بکن ای مرد سیر


تا که بدیدم تن و کوپال تو

زود شدم آگه از احوال تو


چونکه ترا غصه وهم درد نیست

آن رخ تو چون رخ من زرد نیست


سفره ی نانت پر و  عالی بود 

لیک  مرا سفره ی  خالی  بود


خانه ترا هست و لباست بجاست

مسکن من کوچه و بازار هاست


آیی و  پرسی  تو ز آیین من

از روش وقبله و از دین من


سفره ی نان قبله و دین من است

آنچه در او هست  یقین من است


شخص که محتاج به یک نان بود

او ز درون  خالی  از  ایمان بود


دست  بدار  از من  زار و اسیر

موعظه کن بهر شکم های سیر




+ نوشته شده در پنجشنبه 30 مهر 1394ساعت 07:50 ب.ظ توسط خودم نظرات()